مجموعه سریال جومانگ Close
تبلیغات در بلاگ اسکای
جمعه 31 فروردین ماه سال 1386
تولد بلاگ اسکی را بر تمای بازدید کنندگان تبریک عرض مینمائیم

با سلام من یکی از کاربران نسبتا قدیمی بلاگ اسکی هستم که کارم را از صفر شروع کردم والان در جای خوبی قرار دارم افتخار میکنم که الان دارم برای این وبلاگ مطلب مینویسم از مسولین تقاضا میکنم برای سالگرد افتتاح بلاگ اسکی هدیه ای از نظر امکانات به کاربران خود هدیه بدهند تا بیش از پیش از دیگر سرویس دهندگان یک سر وگردن بالا تر باشند

برای جابرای برگزاری یک سالن همایش بد نیست البته با برگزاری منظم

به این وبلاگ سر بزنید 

وبلاگ من : http://www.hiva0013.blogsky.com

جمعه 31 فروردین ماه سال 1386
زمان و مکان قرار؟ هنوز معلوم نیست!

هنوز زمان و مکان دقیق مراسم جشن مشخص نشده. با توجه به اینکه این مراسم اولین گردهمایی رسمی اعضای بلاگ اسکای است(با تشکر از دوستان1st-gharar.blogsky.com که چندین بار زحمت دورهم جمع کردن وبلاگ نویسان را به جای ما کشیده اند و اینبار هم کمک حال ما خواهند بود) سعی داریم مراسم را حتی الامکان طوری برگزار کنیم که درخور شان وبلاگ نویسان بلاگ اسکای باشد. به همین دلیل همچنان به دنبال تدارک محل مناسبی برای این مراسم هستیم. متاسفانه طی پی گیری هایی که انجام شد نتوانستیم از فرهنگسرای هنر (ارسباران) به این منظور استفاده کنیم. دلیلش را هم که حتما می توانید حدس بزنید! ولی پیگیری ها ادامه دارد و ظرف یکی دو روز آینده زمان و مکان مراسم مشخص خواهد شد. از من نشنیده بگیرید ، ولی احتمالا زمان مراسم همین پنجشنبه است(6 اردیبهشت) .محلش هم یا تالار وزارت کار و یا باشگاه وبلاگ نویسان. خدا را چه دیدید شاید هم این دوستان اصفهانی خرج مراسم را تقبل کردند و مراسم را کنار سی و سه پل گرفتیم!

راستی آقا مسعود (وبلاگ من خودم و مسعود) ! هنوز مایلید که اون مشکل 50 درصدی رو حل کنید؟ یه کم خرجش زیاده ها! به ریال این قدر صفر داره : 0000000 به تومان یکی از صفر ها کم می شه!

سه شنبه 28 فروردین ماه سال 1386
یاس

 

سلام

من برای برگزاری مراسم جشن تولد سی سه پل رو پیشنهاد داده بودم اما نمی دونستم بر ضرر خودم میشه و باید خرج مراسم رو بدم . و در پی دعوت های مکرر از بنده، گفتم که بیام توی وبلاگ جشن تولد بنویسم.

حالا خارج از شوخی برای بنده افتخاره که توی این وبلاگ بنویسم . و خوشحال می شم که جشن تولد اصفهان برگزار بشه.

برای اولین پستم یه شعر از سهراب تقدیمتون می کنم . امیدوارم خوشتون بیاد.

 

و عشق ، تنها عشق

تو را به گرمی یک سیب می‌کند مانوس ،

و عشق ، تنها عشق

مرا به وسعت اندوه زندگی‌ها برد

مرا رساند به احساس یک پرنده شدن ،

ونوشداروی اندوه...!

صدای خالص اکسیر میدهد این نوش

 

یکشنبه 26 فروردین ماه سال 1386
گزارش پیشرفت کار برنامه جشن

روز گذشته جلسه هیات مدیره بلاگ اسکای برگزار شد .قسمت اعظم زمان جلسه به بررسی اقدامات انجام شده برای برگزاری جشن سپری شد که خلاصه ای از آن را به استحضارتان می رسانیم.
در ابتدا پیشنهادات رسیده برای انتخاب محل مراسم بررسی شد. مدیران هتل هیلتون  متقاضی برگزاری مراسم در هتل مذکور بودند که به علت شائبه غصبی بودن ملک مذکور پیشنهادشان رد شد.ورزشگاه  آزادی هم به دلیل نامطلوب بودن سیستم تهویه از فهرست نامزد ها خارج شد. چند پیشنهاد رسیده از خارج از کشور هم به دلیل بعد مسافت کنار گذاشته شدند. در حال حاضر در لیست پیشنهادی آقای چنگیزی مکان های زیر دیده می شوند. ضلع جنوبی پارک شهر، ایستگاه مترو توپخانه، پارکینگ بیهقی. یکی از کاربران هم سی وسه پل را پیشنهاد کرده که در صورتی که خودش وسیله ایاب و ذهاب مدیران بلاگ اسکای و همچنین هزینه یک هفته اقامت ایشان در اصفهان را تامین کند پیشنهادش عملی خواهد شد. تصمیم گیری در این باره به جلسه بعد موکول شد.
موضوع بعدی مساله تقدیر از وبلاگ نویسان بود که طی چند سال گذشته همراه ما بوده اند. پیشنهاد من این بود که به هرکدام از وبلاگ نویسان حاضر در مراسم 5 عدد سکه بهارآزادی طرح قدیم تقدیم کنیم که این پیشنهاد با مخالفت آقایان چنگیزی و اروجزاده روبرو شد که ایشان باید روز مراسم دلیل مخالفتشان را به کلیه  حاضران توضیح بدهند. اجالتا قرار شد از بین وبلاگ نویسان چند نفری مانند جوان ترین وبلاگنویس، مسن ترین وبلاگ نویس چندتا از قدیمی ترین وبلاگ ها ، کسانی که بیشترین یادداشتها را داشته اند و همچنین پربیننده ترین وبلاگ ها (به شرط اینکه فیلتر نشده باشند)  انتخاب شده و یک معرفی خشک و خالی از آنها صورت بگیرد. البته همچنانکه حدس زده اید پیشنهاد من اهدای جوایز ارزنده ای مانند شمش یک کیلوگرمی طلا(از آنهایی که بانک ملت تبلیغ می کند)  به این عزیزان بود که با مخالفت سایر اعضای هیات مدیره روبرو شد که طبعا خودشان باید در این زمینه پاسخگوی شما عزیزان باشند. جلسه با تعریف چند جوک خنده دار که به دلایل امنیتی، سیاسی و اخلاقی از نوشتن آن ها در این جا معذورم به پایان رسید.

راستی تا یادم نرفته، از کلیه کسانی که در برگزاری چنین مراسمی تجربه دارند تقاضا می شود به یاری ما بشتابند .

جمعه 24 فروردین ماه سال 1386
کادوی تولد از الهه باران!!!...

سلام به دوستان آسمانی از وبلاگ آسمانی ، بلاگ اسکایی...درست است که حضورم به صورت فیزیکی در این جشن بسیار بزرگ!!! امکانپذیر نمی باشد ولی خواستم هدیه ای هر چند کوچک را تقدیم کنم تا به نوعی دیگر حضورم را اعلام کنم...امیدوارم جای ما را خالی نگه دارید!...شاد باشید

***

آرتور اشی (Arthur Ashe) قهرمان افسانه ای تنیس ویمبلدون به خاطر خون آلوده ای که در جریان یک عمل جراحی در سال 1983 دریافت کرد، به بیماری ایدز مبتلا شد و در بستر مرگ افتاد. او از سراسر دنیا نامه هایی از طرفدارانش دریافت کرد. یکی از طرفدارانش نوشته بود: «چرا خدا تو را برای چنین بیماری دردناکی انتخاب کرد؟‌» آرتور در پاسخش نوشت:در دنیا، 50 میلیون کودک بازی تنیس را آغاز می کنند. 5 میلیون نفر یاد می گیرند که چگونه تنیس بازی کنند.500 هزار نفر تنیس را در سطح حرفه ای یاد می گیرند.50 هزار نفر پا به مسابقات می گذارند. 5 هزار نفر سرشناس می شوند. 50 نفر به مسابقات ویمبلدون راه پیدا می کنند، چهار نفر به نیمه نهایی می رسند و دو نفر به فینال ... و آن هنگام که جام قهرمانی را روی دستانم گرفته بودم، هرگز نگفتم خدایا چرا من؟ و امروز هم که از این بیماری رنج می کشم، نیز نمی گویم خدایا چرا من؟

***خط آخر***

خوشبختی این است که انسان دنیا را همانطور که آرزو می کند ببیند.   کورنی

جمعه 24 فروردین ماه سال 1386
وبلاگ آسمونهاست  ***  دوستش دارم به اندازه یک سطل ماست

با سلام و خسته نباشید قبل از اینکه  حرفام رو بزنم :

دوست دارم یک چیز خاص بگم اما یاد ندارم خوب حرف بزنم ولی فقط می تونم بگم از بلاگ اسکای همیشه راضی بودم (3  سال هست که من وبلاگ دارم ) و هر سال نسبت به سال قبل پیشرفت قابل ملاحظه ای داشته ، درسته که بقیه دوستانش ( رقیبانش )  هم پیشرفت کرده اند اما ما کجا و آنها کجا .

خلاصه تولدشه و هرکی باید با هدیه بیاد و من هم با هدیه آمدم

( به اسم بلاگ اسکای ولی برای شما )

آهنگ جدید بنیامین به نام سر قرارمون را به عنوان هدیه تولد بلاگ اسکای از من قبول کنید

( برای دانلود آهنگ بر روی عکس زیر کلیک کنید )  

 

با کلیک بر روی عکس هم تولد بلاگ اسکای را تبریک گفته و هم آهنگ زیبای بنیامین را دانلود کنید

پنجشنبه 23 فروردین ماه سال 1386
حکایتی شیرین از سقراط

 

 

در مقابل شایعات چه کنیم ؟
دفعه بعد که شایعه ای را شنیدید ویا خواستید شایعه ای را تکرارکنید
این فلسفه را درذهن خود داشته باشید!
 
دریونان باستان ، سقراط به دلیل خرد و درایت فراوانش موردستایش بود.
روزی فیلسوف بزرگی که ازآشنایان سقراط بود، باهیجان نزد او آمد وگفت :
سقراط میدانی راجع به یکی ازشاگردانت چه شنیده ام ؟
سقراط پاسخ داد : لحظه ای صبرکن.
 
قبل ازاینکه به من چیزی بگویی از تو می خواهم آزمون کوچکی را که نامش
" سه پرسش " است پاسخ دهی . مرد پرسید : سه پرسش ؟
سقراط  گفت : بله درست است . قبل ازاینکه راجع به شاگردم با من
صحبت کنی، لحظه ای آنچه را که قصد گفتنش را داری امتحان کنیم .
 
اولین پرسش حقیقت است . کاملا مطمئنی آنچه راکه می خواهی به من بگویی
حقیقت دارد ؟ مردجواب داد : نه،فقط درموردش شنیده ام. سقراط گفت:
بسیارخوب، پس واقعا نمیدانی که خبردرست است یا نادرست.
 
حال پرسش دوم را بگویم ! پرسش خوبی . آنچه را که در مورد شاگردم
می خواهی به من بگویی خبرخوبی است؟ مرد پاسخ داد : نه، برعکس…
سقراط ادامه داد: پس می خواهی خبری بد درمورد شاگردم که حتی
درمورد آن مطمئن هم نیستی بگویی ؟
مرد کمی دستپاچه شد و شانه بالا انداخت.
 
سقراط ادامه داد: و اماپرسش سوم سودمند بودن است.آن چه راکه
می خواهی درموردشاگردم به من بگویی برایم سودمنداست ؟
مردپاسخ داد : نه،واقعا…
 
سقراط نتیجه گیری کرد : اگرمی خواهی به من چیزی رابگویی که
 نه حقیقت دارد و نه خوب است و نه حتی سودمند است
پس اصلا چرا آن رابه من می گویی؟ !
   1      2    >>